به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان شمالی، در روزگاری که بسیاری از نوجوانان اوقات فراغت تابستان را صرف بازیهای رایانهای و گردش در شبکههای اجتماعی میکنند، حسن و ملیکا یوسفی مسیری کاملا متفاوت را برای رشد فردی و خلاقیت برگزیدهاند.
حسن با نگارش چهار اثر و ملیکا با سه اثر داستانی، نام خود را به عنوان نویسندگان نسل نو ثبت کردهاند، کتابخانه عمومی علامه دهخدا بجنورد را پاتوق تابستانی خود ساختند و پا به پای کتابداران به همیاری در امور کتابخانهای پرداختند.
ملیکا درباره حس و حال ورود به این فضای فرهنگی میگوید: برای ما روز با ورود به کتابخانه و استشمام عطر خوش کاغذ معنا پیدا میکند. از همان ابتدا با مهر و راهنمایی کتابداران پرتلاش کتابخانه دهخدا روبهرو شدیم؛ کسانی که با صبوری تمام به ما یاد دادند چطور با عشق و نظم، کتابهای بازگشتی را دستهبندی کنیم و در قفسههای بخش کودک و نوجوان جای دهیم. راستش پیش از این تصور میکردیم کتابداری فقط تحویل کتاب است، اما حالا دیدهایم که نظمدهی به هزاران جلد منبع و مدیریت نیازهای مخاطبان، هنری دقیق و تخصصی است.
این نویسنده نوجوان با اشاره به ظرافتهای راهنمایی اعضا ادامه میدهد: یکی از بخشهای شیرین اما پرچالش کار ما، ارتباط با کودکان و نوجوانانی بود که برای انتخاب کتاب میآمدند. گاهی مراجعان چند بار نظرشان عوض میشد و ما باید تلاش میکردیم با شناخت روحیاتشان، کتابی را پیشنهاد کنیم که واقعاً جذب آن شوند. وقتی لبخند رضایت یک کودک را بعد از پیدا کردن کتاب مورد علاقهاش میدیدیم، تمام خستگیمان برطرف میشد و حس میکردیم به دانایی یک دوست کمک کردهایم.
حسن یوسفی نیز با تأکید بر نقش سازنده این همکاری بر زندگی شخصی و مهارت نویسندگی خود بیان میدارد: مهمترین درسی که از قفسههای کتابخانه گرفتیم، نظم در افکار و انضباط در زندگی بود. هر کتابی در قفسه آدرس و جایگاه مشخصی دارد؛ این قانون ساده به ما یاد داد که برای رسیدن به اهدافمان باید با برنامه حرکت کنیم. کار در محیط کتابخانه همچنین روحیه کار تیمی را در ما تقویت کرد. ما بدون هیچ رقابت منفی و صرفاً برای تمیز و مرتب بودن میزهای امانت، کتابها را به سرعت آماده و ساماندهی میکردیم.
وی با مقایسه تجربیات نوجوانان امروزی با حضور در کتابخانه میافزاید: ما گشتوگذار در میان قفسههای بیپایان کتاب را به ساعتها قدم زدن در مراکز خرید و پاساژها ترجیح میدهیم؛ چراکه هر جلد کتاب، دریچهای به یک سرزمین ناشناخته، تجربیات بزرگ و زندگیهای مختلف است. ایدههای داستانهای آیندهام را اغلب از دل همین جستوجوها میان کتابها و صحبت با مخاطبان کشف میکنم. به همه همسنوسالهایمان توصیه میکنیم گوشیها را کنار بگذارند، بازیهای هیجانی و خشن را پاک کنند و طعم واقعی آرامش و ماجراجویی را در ورقهای کتابها بچشند.
حسن که فاصله مدرسهاش تا کتابخانه اندک است، با ذوق و اشتیاق تأکید میکند که با آغاز سال تحصیلی نیز رابطه خود را با کتابخانه قطع نخواهد کرد و بعد از کلاسهای درس، همچنان ساعاتی را برای مطالعه و دیدار با دوستان کتابخوانش در این پاتوق فرهنگی اختصاص خواهد داد. این تجربه درخشان نشان میدهد که با بازگذاشتن درهای تعامل و سپردن مسئولیت به نسل پویا، کتابخانهها به کانون هویتساز و بستری بیبدیل برای شکوفایی استعدادهای ادبی آینده کشور تبدیل میشوند.

